تبليغاتX
چرک نویسامم مال تو
 

 
زاینده رود همیشه خشک بوده وگرنه چطور می شود این همه پل ساخت با آجر وسطش.
باور کنید.قسم می خورم.من هیچ کس نمی شناسم.
من همه تان را لو داده ام.باور کنید.

آلزایمر اجباری به خوردم داده اند.
خوشحال شدم خداحافظ .نماز  مغرب جماعتش ثواب است.

+ نوشته شده در  ساعت 17:35  توسط محمد قربانی | 
پریش اول
تقدیم به "تو" که عاشقت هستم.

خوانش شعر با صدای شاعر

 

هان!
      زخم باز کرده دهان

گوش کن به من
در انتظار تماسم

از سکوت بیزار نبوده ام٬
                                شدم
عاشق آنکه نیست
من سر به راه نمی شوم

 

۱
ته بن بست سرکوب:

با تو 
      پشت پیکان ۵۷
                           پنهان

انگار خاک گور پاشیدند
                              که پوشیدند
                                              رخت سیاه برایمان

گیج می رود
این مناره ها
                 گنبدها
                          کاشی ها

پیچ و تاب اصفهان
                      بر گردنم
                                 حلقه می شود
من به دست تو
                     ازآسمان
                                آویزان



۲
ایوان کافه آشوب:

بی تو
        دلم
             برای این صندلی خالی
                                           شور می زند

روسپیان
          که بر میز این و آن
                                  نشسته اند

در اندیشه ی کدام گناه کبیره اند؟
که اینچنین قشنگ دروغ می گویند

میان ازدهام
- دختر سلام

صدای همهمه گم شد

- تماس نگرفتی
طاقتم تمام شد

بنشین
          اینجا کسی قشنگ حرف نمی زند

«سیگار های قد بلند»
در شعرهای کوتاه
                        حرام شدند
                                          من در همین کلمه!

تمام آنچه دلم می خواهد
تویی
       که بیایی
                   و مرا
                          در میدان جلفا
                                              به رقص دعوت کنی

می دانم
دیواری که به آن
                    تکیه داده ام
                                   خراب می شود
                                                       روی سر خودم

نام کوچکت
بر ناخود آگاه زبانم
                          جاری نمی شود

تا تو حرف نمی زنی
                         این شعر٬ شعر نمی شود                                


دریا موسوی
 ۸ تا ۱۱ تیر ماه

    
                                               

+ نوشته شده در  ساعت 3:7  توسط محمد قربانی | 
 

هنوز هم با کپسول اکسیژن بیرون می روی؟ .چه قدر تکیده و نحیف شدی .دیروز عباس هم شهید شد .سرطان خون شهیدش کرد.چه صبری داری تو .
چه جنگی، چه روزهایی . از هر پنجره قطار هزار تا کله بیرون می زد و مردم با گل بدرقه مان می کردند.
ما می خندیدیم و کوله پشتی خاکی  پر از بادام و پسته های ننه هامون  رو یک ساعته می خوردیم.
 چه جنگی .یادت هست روزی که شیمیایی زدند تو ماسکت را روی صورت دختر عراقی گذاشتی.
چشمای گود افتاده ات  دیوانه ام می کند مرتضی .
روزهای اول مرخصی چه صبحانه هایی می خوردیم .نانوا و سبزی  فروش وماست بند و مکانیک چه دوستمان داشتند
جنگ بود .کشته می شدی . شوخی نبود که. رفته بودیم برا وطن ،برا مردم بجنگیم.باید دوستمون می داشتن.
صدا اگزوز موتور تریل سیاوش هنوز تو گوشمه، چه می کرد وسط خط.
چه لذتی می بردیم وقتی کلاش تاشو روسی  روی رگبار شلیک می کرد.
دیروز دوباره همان صدا رو شنیدم .گفتم آخ که عراقیا دوباره حمله کردن.آخه ایرانیا افتاده بودن رو زمین.نمی دونم کدوم دیوانه ای داد می زد بسیجیان ،فرار کنین. آخه دیوانه بسیجی مگه ایرانی می کشه.
کرامت رو مردم دیروز گرفتن تا می خورده کتک زدن .بیچاره کبود شده بود . گفتم چرا ؟ گفت امشب ریشم رو می زنم .
 مرتضی امروز بیرون نرو می گن بسیجیها اشک آور  می زنن.
دیروز صد تایی موتور با پرچم داشتن تو خیابون می رفتن و بوق می زدن .مرتضی اینا چرا  چماق داشتن؟
تو اینا رو می شناسی ؟
سنشون به بچه های جنگ نمی خورد .ولی قیافشون چرا .همشون انگار یک سال  توی خط مونده بودن .
راست یا دروغ نمی دونم .دیروز دخترم می گفت یه بسیجی با چوب زده تو کمرش.
مرتضی مواظب باش اگه توی خونه ماسک داری بده ببرم برا مردم .میگن بسیجیا اشک آور میزنن.






+ نوشته شده در  ساعت 15:57  توسط محمد قربانی | 
اقایون در یک تایم زمانی مشخص فقط یک کار رو می تونن انجام بدن .واین روزها قضایای پیش و پس انتخابات بیشتر از یه کار در یک تایم زمانی مشخص هست.

هیچ چاره ای نداریم جز این که از درد باتوم های روزانه توی رخت خواب به خودمون بپیچیم و سرفه کنیم از ته مانده گازهای اشک آور و گاه گاهی سرمون زیر بالشت سر بخوره و ... یا اینکه از کلافگی و بی خوابی بیاییم سراغ اینترنت و اخبار روز رو برای بار صدم با چشمای ورم کرده و قرمز بخونیم و برای بار صدم ایمیلمون رو چک کنیم.

چاره ای نیست .ما در ایران زندگی می کنیم.

+ نوشته شده در  ساعت 2:46  توسط محمد قربانی | 
زن در نظر ابن عربی از مرد خلق شده (از دنده چپ).گرایش زن به مرد از آن جهت است که جزیی از وجود مرد است و انحنای دنده موجب عطوفت و مهربانی زن شده . مرد در حقیقت موطن و قرار گاه زن است.پس عشق زن به مرد عشق موطن و عشق مرد به زن عشق به خود است .زن صورت مرد است چنان که مرد در مقام انسان کامل تجلی صورت حق است .پس مرد در چهره زن صورت خویش را می بیند که همان صورت الهی است .و در نهایت پس از فزونی محبت مرد در چهره زن جز خدا نمی بیند.به دین معنی مرد به درستی و با عشق حقیقی در او فانی می شود .و جزیی در او نیست مگر اینکه آن جز در زن است و عشق در همه اجزایش جای می گیرد و همه وجود او به رن تعلق می گیرد و از این رو در همانند خویش کاملا فنا می شود.ابن عربی در فصوص الحکم در جایی تصریح می کند که شهود حق در زنان برگترین و کامل ترین شهود است.

 

ابن عربی ملقب به شیخ اکبر بزرگترین عارفی است که تاریخ تصوف به خود دیده است.ابن عربی می فرماید : کتاب فصوص الحکم را مستقیم از دست رسول الله (ص)دریافت کرده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:13  توسط محمد قربانی | 
 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن

 

2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته

 

3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه

 

4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

 

5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

 

6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برميگردی که موبايلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی

 

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

 

9 الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی

 

10 اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره

 

11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

 

12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

 

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی. سال 2009 خوش بگذره.

-دکتر رضا وطن خواه-
+ نوشته شده در  ساعت 21:40  توسط محمد قربانی | 
watercolor Haftsin . . . Happy Norouz by my paintings.
+ نوشته شده در  ساعت 10:59  توسط محمد قربانی | 

-  شباهت دخترها به شکلات در این است که …

الف- هر دو به کشورهای عربی صادر می شوند

ب- هر دو را باید بسته بندی کرد تا فاسد نشوند

ج- هر دو باید دور از دسترس اطفال نگهداری شوند

د- هر دو برای لذت بردن ساخته شده اند و خاصیت دیگری ندارند

  --------------------------------------------------------------

2- دختری که در محل کار حجاب را رعایت می کند

ولی در خانه پارتی می اندازد چه نوع شکلاتی است؟

الف- شکلات مغزدار

ب- شکلات رژیمی

ج- شکلات دو رنگ

د- هات چاکلت

--------------------------------------------------------------

3- اگر نسبت دخترهای بدحجاب به پسرهای دخترباز مانند

نسبت شکلات باشد به مگس، نسبت پسرهای دخترباز به بچه مثبت ها مانند نسبت …

الف- مگس بالدار است به مگس بی بال

ب- مگس سالم است به مگس دیابتی

ج- مگس معمولی است به خرمگس

د- مگس سمج است به مگس بی بخار

--------------------------------------------------------------

4-اصطلاح (( شکلات پیچ )) به چه معنی است؟

الف- دختری با حجاب خفن که فقط یک چشمش بیرون است

ب- میت کفن شده

ج- کسی که دوست دخترش او را پیچانده باشد

د- الف و ب صحیح است

--------------------------------------------------------------

5- پسری که با دخترهای گشت ارشاد دوست می شود چه نوع مگسی است؟

الف- خرمگس

ب- مگس نابینا

ج- مگس سرکه

د- مگس قانع

--------------------------------------------------------------

6- اگر دخترها شکلات باشند و پسرها مگس نقش گشت ارشاد برابر است با ...

الف- خرمگس معرکه

ب- پشه بند

ج- بسته بند سیار

د- صاحب قنادی

--------------------------------------------------------------

7- با استفاده از پیام نهفته در تصویر بالا شعر انحرافی زیر را اصلاح کنید

(( حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم ))

الف- حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا تا بیان حالتو بگیرن

ب- حاجت مطرب و می نیست تو هم برقع نگشا که حوصله دردسر نداریم

ج- مطرب و می چیزهای بسیاری بدی می باشد خواهرم تو شکلاتی

و من مگستم خودت را در جای خشک و خنک و پوشیده نگه دار

که من هم بروم دنبال کارم

د- حاجت مطرب و می نیست تو برقع نگشا زلفاتم جمع کن بزار سر ما هم سر جاش بمونه

--------------------------------------------------------------

8-به سوالات فوق چگونه جواب دادید؟

الف- با کمک یک حشره شناس

ب- با کمک یک قناد

ج- همینجوری قضا قورتکی

د- جواب ندادم چون سوالات مزخرفی بود

 

منبع :دسکتاپ کامپیوتر آخری سایت دانشگاه

+ نوشته شده در  ساعت 15:57  توسط محمد قربانی | 
 نمی دونم چرا توی این برو بیای رسانه ای تازه الان باید این آدم  رو بشناسم .
خوب جایی هست
چهرش هم جهانی می زنه
ظاهرا سال آخر موسیقی هست تو پاریس

از دیشب مدام بهش فک می کنم . دو ساعت از یه اجراشو وایساده پای سیستم هم اتاقیم نگاه کردم و چشام از حدقه بیرون زد .

شما حتما می شناسینش . این قد در موردش نمی دونم که چیزی ازش بنویسم . مسخ شدم با کاراش .موسیقی بوشهری ...اونم تا کجا ..

لینک وبش رو اضافه می کنم.

+ نوشته شده در  ساعت 22:51  توسط محمد قربانی | 
بالاخره امشب هم رسید.هم خوبه هم بد

فردا تولد زهرا هست .(خواهر جونم)
دختر خوبیه 
امسال گیر دادم به کادو های پینوکیویی . خوشکل تر از پینوکیو قبلی شده.

خیلی براش خوشحالم امسال ارشد انیمیشن قبول شد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:28  توسط محمد قربانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سهم من
ازتو
قطره ایست
که ناخواسته
از سرمه دانت چکیده است.

نوشته های پیشین
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
دریا موسوی
سعید شنبه زاده(فرازو)
ناف بریده از کهکشان بی شیر(سعید بی نیاز)
باران قاصدک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM